تبليغاتX
Network Marketing

Network Marketing

    - نتورک مارکتینگ یا فروش شبکه ای و یا بازاریابی چندلایه ای و دسیسه هرمی !

 نت ورک مارکتینگ چیست ؟

 

نتورک مارکتینگ یا فروش شبکه ای  ویا چند لایه ای که گاهی هم مفهوم با فروش مستقیم یا  Direct Selling می باشد ؛  روشی است برای عرضه محصولات که در آن تولید کننده به جای استفاده از پخش کننده ها با حق کمیسیون بالا برای عرضه ی محصولات ، از طریق  مشتریان خود و به صورت  تبلیغ کلامی ( Words of Mouth ) اقدام به عرضه و  فروش محصولات خود می کند . در این روش ۸۰ درصد مبلغی که به عنوان کمیسیون به پخش کننده داده میشود بین تولید کننده و  مشتری تقسیم میشود . یعنی تقریبا ۴۰ درصد از آن مشتری و ۴۰ درصد هم از ان تولید کننده است . در این روش مشتری هم به تولید کننده در فروش محصولات کمک میکند و هم منفعتی برای خود کسب میکند ؛ که این منفعت میتواند به صورت یک سری تسهیلات خاص باشد و یا مبلغ معینی به عنوان پاداش نقدی.

این روش عرضه ی محصولات بر خلاف باور عده ای زیادی از افراد ؛ روشی جدید نیست . این روش از حدود سال ۱۹۳۰ در امریکا به صورت کاملا مشهود آغاز به کار کرد و  در دهه ی ۵۰  کاملا شناخته میشود .  هم اکنون هم بیش از ۳۰۰۰ کمپانی در سراسر دنیا برای عرضه ی محصولاتشان از این روش استفاده میکنند ؛ که در آمد خالص آنها تنها در سال ۲۰۰۳ حدود ۸۰ میلیار دلار امریکا بوده که چندین برابر (۳*) درامد نفتی کشورمان  ایران است . شایان ذکر است که هم اکنون بیش از ۴۴ میلیون نت ورکر در دنیا مشغول به فعالیت هستند . که تمامی اطلاعات مختصر فوق میزان اهمیت این موضوع  که امروزه همراه و  همگام با گسترش فناوری اطلاعات و بویژه شبکه اینترنت در دنیا به یک صنعت مهم و بسیار جدی تبدیل شده است را نشان میدهد و  هر گونه خطا و اشتباه در برخورد با این صنعت در کشوری مانند ایران  (که در ذیل به بررسی وضعیت کشور نیز می پردازیم )  کاملا  غیر قابل اغماض است و به مثابه ضربه ی مهلکی بر آینده ی اقتصادی و اجتماعی و گاها سیاسی کشور خواهد بود که مسئولیت جلوگیری موارد فوق مستقیما متوجه مسئولان مرتبط و غیر مرتبط ! که از روی احساسات و مواردی دیگر  در این امور مداخله میکنند ، بوده ؛ می باشد و خواهد بود .!

 

دسیسه هرمی چیست و آیا نتو رک مارکتینگ و دسیسه هرمی یکی است ؟

 در ابتدا توضیحی راجع به دسیسه هرمی ارایه میکنم .

در دسیسه هرمی هیچ گونه کالای عرضه نمی شود و تنها اوهام و خیالات به افراد فروخته میشود و اگر هم کالای فروخته شود به قیمتی بسیار گرانتر از عرف فروخته میشود و نحوه واگذاری محصولات هم یک روال نامشخص و گنگی را طی میکند .در دسیسه هرمی برای پیشبرد کار به هر گونه دروغ و  وعده ی متوسل میشوند .

موارد فوق باعث میشود که بازار یابی شبکه ای به دسیسه هرمی تبدیل شود . در این مورد کمپانی امریکایی AMWAY  که از فروش شبکه ای برای عرضه محصولات خود استفاده میکند حدود ۵۰ سال قبل توسط دادگاه FTC به انجام دسیسه هرمی متهم شده بود که کمپانی بعد از ۴ سال کشمکش نهایتا با تکیه بر ۳ قانون که به سه قانون طلایی AMWAY معروف است  توانست از اتهام دسیسه هرمی تبریه شود . و از آن به بعد نتیجه این پرونده  مبنایی برای تمیز دادن بین دسیسه هرمی و  نت و رک مارکتینگ در امریکا اغلب کشور ها شد .

با توجه به تجربه یی مانند AMWAY دیگر عاقلانه نیست که مشابه این تجربه را ما در کشور خودمان داشته باشیم  زیرا تجربه را تجربه کردن عین حماقت استکه امیدوارم  این مهم را مسئولان امر هر چه سریع تر درک کنند .( ۴* )

 

خب سوالی که خیلی از دوستان دارند اینست که چرا این موضوع در عین روشنی و ساده گی  بدین صورت نابسامان است ؟

تاریخ و تجربه گواه براین است که با ورود هر پدیده و وموج جدیدی به هر کشور و فرهنگی و بویژه فرهنگ ایرانی٬ چه از شرق چه از غرب با مقاوت های انبوهی مواجه بوده است که همه ی آنها ریشه در ترس از تغییر و دگرگونی دارد.  بعد از اندک زمانی در صورت فراگیر بودن آن موج مقابله ها تقلیل میافتند و مردم با ان موج همسو میشدند اما زمانی این امر میسر میشد که به واسطه ی کوته بینی عده ای از افراد فرصت های ملی زیادی از دست رفته بود !. فرصت های که اکنون من و شما را می ساختند و  فردای ایرانیان بعد از ما را درخشانتر میکردند .

و این مقابله در مورد صنعت نتورک مارکتینگ نیز صادق است . و مدتی تقریبا طولانی است که این مقابله ها گاه و بی گاه شدت میابند و متاسفانه نکته ی که در نظر گرفته نمیشود اینست که این مقاومت ها و مسایلی که پیرو آن ایجاد میشوند فقط مختص کشور ما نیستند بلکه در سایر ممالک هم واقع شدند و برایشان راه حل های مناسبی بافته شده است . حال باید به جایی صرف انرژی و زمان یک ملت  برای مقابله ،به تجربیات آنها مراجعه کرده و از آنها مطابق با فرهنگ خود جهت حل مشکلات استفاده کنیم  . درست مانند تجربه ای که سایر ممالک از نمونه AMWAY  امریکایی کردند. در واقع تجربه را دوباره تجربه نکنیم ، کاری که اکثریت ما به واسطه ی غرور  و تکبر بار ها و بارها انجام میدهیم .

پس مسیولین به جای قرار دادن خود در جایگاهی بالاتر از جایگاه مردم به بررسی این موارد به صورت کاملا اصولی و منطقی بپردازند و در این زمینه اطلاعات کاملی را بیاموزند نه اینکه مدام و مدام با دیدی بالا به پایین به مردم ، جامعه و مشکلات آن نگاه کنند و تصمیم بگیرند، چون تجربه نشان داده که این نوع دید نیز مفید واقع نمیشود و تکرار آن هم همان حماقتی است که پیشتر از این بیان کردم .

از دیگر مواردی که در ذهن خیلی از دوستان موجود است سوال زیر میباشد :

مشکل قانونی و شرعی این صنعت چیست ؟

 

اگر به خاطر بیاورید در ماه های اخیر طرحی در مجلس به همت! آقای کاتوزیان تصویب شد و آن منع  نتورک مارکتینگ بود . خب اگر به قضایای مربوط به نتورک مارکتینگ در ۳ سال اخیر توجه کنید و در کنار آن به تصویب این طرح ، متوجه میشوید تا کنون هر مطلبی که از طرف رسانه ها و دولت تحت عنوان مجرمانه بودن فعالیت در نتورک ها و شرکت هایی که بدین صورت فعالیت میکنند وجود داشته صحت نداشته و تمامی آنها بلوف بوده است !

تا حدی که بنده از قانون اساسی خبر دارم و از نص طرح تصویب شده و صحبتی که با متخصصین عرصه امور قضائی داشتم ، مطمئن هستم که این طرح سرشار از ایراد است و فاقد قابلیت  تنفیذ قانونی است زیرا از مطالب مطروحه در این متن هر نتورکری میتواند حکم تبرئه خود را به راحتی از قاضی بگیرد . برای اشاره به ضعف این طرح بنده اصل ۹ قانون اساسی را اینجا مطرح میکنم و خودتان نتیجه گیری کنید .

اصل ۹ قانون اساسی : هیچ مقامی حق ندارد حتی به نام استقلال و تمامیت ارضی کشور ، آزادی های مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب کند ! .

 

خب اصل فوق را با طرح تصویب شده مقایسه کنید و نتیجه گیری کنید .

 

و اما در مورد مسایل شرعی مربوط به این بحث .

در تاریخ بعد از انقلاب ایران همواره با مواردی مواجه بوده ایم که ممنوع  و حرام و قبیح  اعلام شدند اما با گذشت زمان آزاد و حلال اعلام شدند . مثل خرید و فروش و بازی شطرنج ، خرید و  فروش آلات موسیقی ، پوشیدن لباس های رنگی برای بانوان ، و لباس آستین کوتاه برای مردان .....

در مورد بحث ما ، نظرات تمامی مراجع از طریق استفتائات کسب و اعلام شده و فتاوای ایشان بر مبنای احتیاط است ، یعنی نظر عالم بر این بوده است . در ثانی دادن فتوا به گونه ای نست که عموم تصور میکنند و مراجع به راحتی فتوا نمیدهند و همواره از صدور فتوا محترزند . بلکه انچه تا کنون تحت عنوان فتوا اعلام شده رای مراجع عالی قدر میباشد که هر زمانی میتواند متناسب با شرایط توسط مراجع تغییر داده شود.  

در ضمن معاملات انجام شده در نتورک های سالم و خوب که با دسیسه هرمی یکی نیستند شرایط یک معامله حرام را نداردزیرا نه اکل مال غیر به باطل است و ونه ربوی و نه قمار بلکه بیع سلف است  و دارای حق العمل کاری است .

لازم به ذکر است که تمامی مراجع غظام برای شخص بنده دارای احترام هستند و ومطالبی که در باب شرع ذکر کردم تنها نظر و عقیده شخصی بنده می باشد که بواسطه اطلا عات دینی خودم بیان کردم  و نمی تواند ملاکی برای دیگران باشد .

 

مزایای بازاریابی شبکه ای برای کشوری مثل ایران چیست ؟

 

هم اکنون در کشور ۱۳% تا ۱۷%  از جوانان بیکار هستند که پیش بینی ها حاکی از رسیدن این میزان به ۲۰ ٪ در سال ۱۳۹۰ است . در سراسر دنیا ۵٪ به بالا را مشکل امنیت ملی میدانند حال اگر پیش بینی ها درست باشد و  در سال ۱۳۹۰ ۲۰٪ از جوانان کشور بیکار باشند دیگر مشکل فرا امنیتی و فرا ملی خواهد شد!!! . هم اکنون اگر با دقت به جامعه نگاه بیندازید علایم این فاجعه را به راحتی مشاهده میکنید . فقر در جامعه بیداد میکند ، زییر بنای اقتصادی مملکت کاملا ویران است و به دنبال آن ساختار فرهنگی جامعه در حال گسستن از هم است . آمار فساد به طور سرسام آوری بالا رفته و میرود به گونه ای که ظرف ۳-۴ سال گذسته بازه ی سنی فحشا به زیر بیست سال رسیده که این علاوه بر تمامی مشکلات فوق یک فاجعه فرهنگی و عقیدتی است در جمهوری اسلامی که مستلزم توجه ویژه و فوری مسئولان است .

بازرگانان و صادر کنندگان کشور در بازار های جهانی عاجزند و توانایی رقابت با رقبا را به واسطه ی ضعف در بازاریابی ندارند. به طور مثال ایران تولید کننده بیشتر از ۹۵٪ زعفران دنیاست اما اسپانیا با تولید حدود ۳٪ زعفران از بزرگترین صادر کنندگان زعفران دنیا است ! این تنها مشتی از خروار بود و ما در عرصه ها دیگری مانند صنایع دستی و  سنگ های تزیینی ساختمانی و .........

متاسفانه در چند دهه ی اخیر کرختی و عدم سخت کوشی و روحیه انجام کار ها به صورت انفرادی در میان جوانان ایرانی گسترش یافته که خود معضلی جدی است .

حال با توجه به مطالب ذکر شده می توان تمامی و  یا قسمت اعظم مشکلات فوق را از طریق نتورک مارکتینگ حل کرد و توسعه اقتصادی کشور کمک کرد .

 

:: حرف آخر ::

حقیقت امر آن ا ست که با یک و یا دوصفحه نمیتوان به این مبحث مسلط شد و بر روی آن اظهار نظر کرد . نت ورک مارکتینگ پدیده ایست که باید از آن استفاده کرد در جهت نیل به اهداف ملی خود . این صنعت به مثابه موجی عظیم است که مقاومت در برابر آن محکوم به شکست و تحمل خسارت است اما استفاده اصولی از آن و هدایت آن موجب تعالی جامعه خواهد شد .

حتی به فرض محال اگر این صنعت تهدیدی باشد باید آن را به یک فرصت تبدیل کرد .

امیدوارم مطالب فوق مفید واقع شود و وشما با این صنعت یه درستی آشنا شوید . در ضمن این صنعت را نباید محدود به چند شرکت بزرگ و کوچک کرد .

موفق باشید ..

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 21:29  توسط Myroj  | 

 

                  حقيقت

 

 

مردي به سقراط نزديک شد و گفت:

-

 

 از آن جا که بسيار با شما دوست هستم، لازم است چيزي را بگويم!

سقراط گفت :

- صبر کن! آيا سه آزمون را گذرانده اي؟ نخستين آزمون را انجام داده اي؟ آيا مي داني که آن چه به من مي گويي حقيقت دارد؟

- خوب ... مطمئن نيستم، اما شنيده ام که مي گويند...

حکيم گفت:

- پس آيا آزمون دوم را انجام داده اي؟ آزمون خوبي را. آيا گفته تو براي من خوب است؟

- نه کاملاً برعکس...

- اگر آزمون حقيقت و خوبي را انجام نداده اي، پس حتماً آزمون فايده را انجام داده اي. آن چه مي خواهي برايم بگويي، مفيد است؟

مرد گفت : مفيد؟ خوب، مفيد نيست.

فيلسوف با لبخند نتيجه گرفت:

- اگر موضوع نه حقيقت دارد، نه خوب است و نه مفيد، بهتر است خود را نگران اش نکني.


اميدوارم مطلب فوق مورد توجه دوستان قرار گيرد .

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 13:31  توسط Myroj  | 

duplication

 

 

زماني پاول گتي مي گفت كه : يك شخص براي موفق شدن در يك كار و رسيدن به بالاترين نقطه بايد همة آنچه را كه دربارة آن كار ، امكان پذير است ، بداند آنچه را كه در مورد بازار يابي شبكه اي نمي دانست خيلي بد بود .

اهرم كاري ، شما مجبور نيستيد براي رسيدن به بالاترين نقطه ، همه چيز را بدانيد در حقيقت ، موفقيت در كار ، به استفاده از دانسته هاي ديگران براي انجام اهدافتان ، ناشي مي شود . اين يك اهرم يا وسيلة كمكي است .

با استفاده از اين اهرم ( وسيله كمكي ) حتي كوچكترين اقدامات ، به نتايج بسيار بزرگي نايل مي شوند . در بازار يابي شبكه اي اي ، شما به زمان ، انرژي و كاري كه همان شيوة مشابه را دارد ، كمك مي كنيد شما دانش ، ابزار هاي خودتان و ديگران ، تكنولوژي ، شركت ، جلسات و سيستم ها را تحت تأثير قرار مي دهيد در حقيقت ، اين اهرم تجارت است. شما براي موفق شدن نياز به دانستن مواردي كه چطور(what)  اثر ميكنند ، داريد مثل اصول و روش يك دستگاه اهرمي ، حتي شما مجبور به دانستن اين كه چرا آن كار مي كند(why) ، نيستيد و شما نيازمند داشتن ابزار صحيحي هستيد كه آن را وادار به كمك به شما كند .

گتي همچنين گفت : من نسبتاً يك درصد از اقدامات 100 نفر را نسبت به 100 درصد كار خودم بدست مي آورم اين وسيله كمكي است در بازار يابي شبكه اي ، كاسبان و آنچه كه ما اكثر تحت تأثير قرار مي دهيم ، مردم هستند .

ما آن را با استفاده از يكي از قدرتمندترين اصول در جهان انجام مي دهيم به آن( Dupilcation )  تكثير  مي گويند .

يك تعريف duplication اين چنين است : ساخت يك كپي مشابه اصل .خيلي از مردم فرض مي كنند كه منظور همانند ويكسان بودن افراد است .

اشتباه ! در بازار يابي شبكه اي ، ما سيستم را تكثير مي كنيم ( تقليد )

همچون يادگيري براي خواندن و نوشتن مهم نيست كه شما مرد هستيد يا زن ، فقير يا ثروتمند يا هر چيز ديگر هركس سيستم A-B-C گرامر و ساختار جملات را مي آموزد .

آخرين چيزي كه هر كس مي خواهد ، شبكه اي از افراد است كه آگاه ، عمل كرده و با وجود اين در مورد آن صحبت مي كنند قدرت بازاريابي شبكه اي در همه اين افراد متفاوت و منحصر به فرد است هر كس با اهداف ، استعدادها و شخصيتهاي خاص خود كه با هم جمع شده مي آيد و مي آموزد كه همان اعمال تثبيت شده را براي تضمين موفقيت انجام دهد .

قانون اصلي كار اين است : هرگز .... هميشه ... زمان را براي به وجود آوردن چيزي كه وجود دارد و به خوبي كار مي كند ، تلف مي كنند .

راه حل سيستم IS :

بازاريابي شبكه اي ، تاثير گذارترين سيستم توزيع و فروش در جهان است كه تا كنون ديده شده است هيچ چيزي ، نيروي كمكي و تكثير ، تصاعد هندسي و رشد را همچون بازاريابي شبكه اي ، آماده نمي كند .

Duplication ...  يعني راز موفق شدن و راه حل آن اين چنين است : از افراد تقليد نكنيد ، از شيوه و سيستم تقليد كنيد .

آيا شما مي دانيد كه چه كسي صاحب موفق ترين رستوران در جهان است ؟ مك دونالد ! به ارزش 20 بيليون دلار !

ميدانيد چرا ؟

بخاطر غذاي خوبشان نيست به نظر من ، غذاي مك دونالد وحشتناك است اما آن هميشه ثابت و پيوسته مي باشد، يك BigMac در توليد و (toledo ) همان مزه را در توكيو مي دهد :

اجازه بدهيد اين سوال را از شما بپرسم دستگاه چيپس( سيب زميني سرخ كرده ) در مك دونالد در كجا قرار گرفته است ؟

در بالا قسمت چپ ، بيش از 8500 رستوران مك دو نالد در جهان وجود دارد و اينكه در Memphis يا Moscow  هستيد ، دستگاه سرخ كن هميشه در سمت چپ قرار مي گيرد .

آيا شما هيچ وقت توجه كرده ايد كه آنها چگونه چيپس را سرو مي كنند ؟

زن يا مرد براي درست كردن سرخ كردني ها ، يك ظرف استيل ضد زنگ در دستش ميگيرد قسمت بالاي آن همچوم يك قيف و در ته آن يك دهانه وجود دارد كه آنها ظرف مقوايي نازكي كه سرخ كردني ها را در بالاي آن نگه مي دارد ، به آن چسبانده و آن را متناسب مي كنند سرويس دهنده مواد سرخ كردني را جمع مي كند و در يك حركت سيب زميني هاي اضافي كه در كيسه تناسب نيافته اند دور ريخته مي شوند و سنگيني آن ، ظرف سرخ كردني را از هم جدا مي كند و آنها در محل خود قـــــــرار مي گيرند . شگفت آور است . هر چيزي در مك دونالد به همين شيوه انجام ميشود : همبرگرها ، تكه هاي كوچك انواعي از غذا ها ، نوشيدني ها ، همان طاق هاي طلايي ، نه سبز ، نه نقره اي همان دكور، همان كف رنگي ، آنها در هر جا در حدود يك دقيقه غذا را سرو مي كنند و حتي شما را وادار مي كنند در بعد از خودتان آنجا را تميز كنيد جالب است !

چه شيوه وروشي ! چه كسي با اين سيستم كار ميكند ... گروهي از كارشناسان تعليم ديده ؟ به هيچ وجه ... بچه ها ! اكثراً بچه هاي دبيرستاني ! بعد از اينكه شما با افتخار صاحب رستوران مك دونالد شديد ، مي خواهيد چه كار بكنيد ؟ شما به دانشگاه Hamburge ( همبرگر ) مي رويد . اين شوخي نيست . آنجا مكاني است كه آنها به شما ياد مي دهند كه چطور از اين سيستم استفاده كنيد باور نكردني است !

دومفهوم فوق العاده وجود دارد كه مادر برنامه هاي پوياي شبكه اي استفاده ميكنيم :

نمونه ( طرح ) و باز تاب و رشد هندسي يا مضاعف:

نمونه و بازتاب : وقتي كه اين كار را شروع كردم ، فقط سه چيز به نفع من وجود داشت : يك اشتياق براي بزرگ كردن آن ، تعهد براي انجام آن ، و سوم و مهمتر از همه ... من تعليم پذير شدم .

آگاه بودم كه من نمي دانستم چگونه اين كار را انجام دهم و مي دانستم كه من مي توانستم آن را انجام دهم ، هر كسي مي توانست فقط نمي دانستم چگونه ، پس رفتم و كسي را كه مطلع بود ، پيدا كردم فقط آنچه را كه او انجام داد ، كردم به اين نمونه و الگو مي گويند. آن زمان زيادي تأثير دارد احتمالاً بزرگترين معلم الگو در اين زمان آنتوني رابينز است او مي گويد :

براي من ، الگو ونمونه مسيري به سوي برتري و تفوق است و به معناي اين است كه اگر من در اين جهان شخصي را كه نتايج مورد دلخواه من را بدست آورده ، ببينم من هم مي توانم همان نتايج را كسب كنم ،اگر شما مي خواهيد به موفقيت دست پيدا كنيد ، نيازمند پيدا كردن يك شيوة هستيد كه افراد موفق را الگو قرار دهيد ... بفهميد كه آنها چه اعمالي انجام داده اند ... چگونه ازمغز شان و جسم شان استفاده كرده و نتايج مطلوبي كه شما دوست داريد تقليد كنيد ، را ايجاد كرده اند .

در واقع هر چيزي و هر انساني مي تواند الگو باشد به اين مرحله وارد شويد و اعمالي را كه آنها براي سالها تكميل كرده اند ، الگو برداري كنيد و نتايج مشابهي در طول لحظات و ماه ها بدست آوريد .

با الگو برداري كه به سادگي به معناي تقليد يا كپي كردن است از اعمال زنان و مردان موفق در اين كار ، مي توانيد به همان نتايج مشابه آنا برسيد .

به آنها نگاه كن و چگونگي صحبت هايشان و اعمال و عادتهاي كاري شان ، خصوصياتشان را ياد بگير سپس آنچه را كه آنها انجام مي دهند انجام مي دهي مشاهده كن ، آنها را تقليد كن و به آن عمل كن ، عمل ، عمل ، عمل .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 14:50  توسط Myroj  | 

زندگي پر از فرصت هاي دست يافتني است

 

مرد جواني در آرزوي ازدواج با دختر زيباي كشاورزي بود . به نزد كشاورز رفت تا از او اجازه بگيرد. كشاورز براندازش كرد و گفت: پسر جان ، برو و در آن قطعه زمين به ايست. من سه گاو نر را يك به يك آزاد ميكنم ، اگر توانستي دم يكي از اين سه گاو را بگيري ، مي تواني با دخترم ازدواج كني. مرد جوان در مرتع به انتظار اولين گاو ايستاد. در طويله باز شد و بزرگترين و خشمگين ترين گاوي كه در عمرش ديده بود به بيرون دويد. فكر كرد يكي از گاوهاي بعدي ،گزينه بهتري باشد ، پس به كناري دويد و گذاشت كه  گاو از مرتع بگذرد و از در پشتي خارج شود. دوباره  در طويله باز شد. باور نكردني بود! در تمام عمرش چيزي به اين درندگي و بزرگي نديده بود. گاو با سم به زمين        مي كوبيد ، خرخر مي كرد . مرد جوان وقتي او را ديد آب دهانش جاري شد. پيش خود گفت: گاو بعدي هر چيزي هم كه باشد ، بايد از اين بهتر باشد. به سمتِ حصارها دويد و گذاشت گاو از مرتع عبور كند. براي بار سوم در طويله باز شد. لبخند بر لبان مرد جوان ظاهر شد. اين ضعيف ترين ، كوچك ترين و لاغرترين گاوي بود كه در عمرش ديده بود. در جاي مناسب قرار گرفت و درست به موقع بر روي گاو پريد. دستش را دراز     كرد ....... اما گاو دم نداشت!!

زندگي پر از فرصتهاي دست يافتني است. بهره گيري از بعضي ها ساده است و بعضي ها مشكل. اما زماني كه به آنها اجازه مي دهيم رد شوند و بگذرند ( معمولاً به اميد فرصتهاي بهتر در آينده ) ، اين موقعيت ها شايد ديگر هرگز پيش نيايند.

 

براي همين ، هميشه اولين شانس را درياب!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 1:51  توسط Myroj  | 

شما دو انتخاب داريد

جری مدیر یک رستوران است. او همیشه در حالت روحی خوبی به سر می برد. هنگامی که شخصی از او می پرسد که چگونه این روحیه را حفظ می کند، معمولا پاسخ می دهد: ”اگر من کمی بهتر از این بودم دوقلو می شدم.“

هنگامی که او محل کارش را تغییر می دهد بسیاری از پيشخدمتهای رستوران نیز کارشان را ترک می کنند تا بتوانند با او از رستورانی به رستوران دیگر همکاری داشته باشند. چرا؟

برای اینکه جری ذاتا یک فرد روحیه دهنده است.

اگر کارمندی روز بدی داشته باشد، جری همیشه هست تا به او بگوید که چگونه به جنبه مثبت اوضاع نگاه کند.

مشاهده این سبک رفتار واقعا کنجکاوی مرا تحریک کرد، بنابراین یک روز به سراغ او رفتم و پرسیدم: من نمی فهمم! هیچکس نمی تواند همیشه آدم مثبتی باشد. تو چطور اینکار را می کنی؟

جری پاسخ داد، ”هر روز صبح که از خواب بیدار می شوم به خودم می گویم، امروز دو انتخاب دارم. می توانم در حالت روحی خوبی باشم و یا می توانم حالت روحی بد را برگزینم. من همیشه حالت روحی خوب را انتخاب می کنم.

هر وقت که اتفاق بدی رخ می دهد، می توانم انتخاب کنم که نقش قربانی را بازی کنم یا انتخاب کنم که از آن رویداد درسی بگیرم. هر وقت که شخصی برای شکایت نزد من می آید، می توانم انتخاب کنم که شکایت او را بپذیرم و یا انتخاب کنم که روی مثبت زندگی را مورد توجه قرار دهم. من همیشه روی مثبت زندگی را انتخاب می کنم.

من اعتراض کردم ”اما این کار همیشه به این سادگی نیست“

جری گفت ” همینطور است“ ”کل زندگی انتخاب کردن است. وقتی شما همه موضوعات اضافی و دست و پاگیر را کنار می گذارید، هر موقعیتی، موقعیت انتخاب و تصمیم گیری است. شما می توانید انتخاب کنید که چگونه به موقعیتها واکنش نشان دهید. شما انتخاب می کنید که افراد چطور حالت روحی شما را تحت تاثیر قرار دهند. شما انتخاب می کنید که در حالت روحی خوب یا بدی باشید.

این انتخاب شماست که چطور زندگی کنید“

چند سال بعد،

من آگاه شدم که جری تصادفا کاری انجام داده است که هرگز در صنعت رستوران داری نباید انجام داد . او درب پشتی رستورانش را بازگذاشته بود. و بعد ؟؟؟

صبح هنگام،او با سه مرد سارق روبرو شد . آنها چه می خواستند؟

درحالیکه او داشت گاوصندوق را باز می کرد ، به علت عصبی شدن دستش لرزید و تعادلش را از دست داد.دزدان وحشت کرده و به او شلیک کردند. خوشبختانه، جری را سریعا پیدا کردند و به بیمارستان رساندند.
پس از 18 ساعت جراحی و هفته ها مراقبتهای ویژه ،جری از بیمارستان ترخیص شد در حالیکه بخشهایی از گلوله ها هنوز در بدنش وجود داشت.

من جری را شش ماه پس از آن واقعه دیدم. هنگامی که از او پرسیدم چطور است،پاسخ داد، ” اگر من اندکی بهتر بودم دوقلو می شدم. می خواهی جای گلوله را ببینی؟“

من از دیدن زخمهای او امتناع کردم، اما از او پرسیدم هنگامی که سرقت اتفاق افتاد در فکرت چه می گذشت.
جری پاسخ داد، ”اولین چیزی که از فکرم گذشت این بود که باید درب پشت را می بستم“ بعد، هنگامی که آنها به من شلیک کردند همانطور که روی زمین افتاده بودم، به خاطر آوردم که دو انتخاب دارم: می توانستم انتخاب کنم که زنده بمانم یا بمیرم. من انتخاب کردم که زنده بمانم.“

پرسیدم : ”نترسیده بودی“

جری ادامه داد، ” کادر پزشکی عالی بودند. آنها مرتبا به من می گفتند که خوب خواهم شد. اما وقتی که مرا به سوی اتاق اورژانس می بردند و من در چهره دکترها و پرستارها وضعیت را می دیدم، واقعا ترسیده بودم. من از چشمان آنها می خواندم ” این مرد مردنی است.“ می دانستم که باید کاری کنم“

پرسیدم ”چکار کردی“

جری گفت ”خوب، آنجا یک پرستار تنومند بود که با صدای بلند از من می پرسید آیا به چیزی حساسیت دارم یا نه ؟

 من پاسخ دادمبله“

دکترها و پرستاران ناگهان دست از کار کشیدند و منتظر پاسخ من شدند.

یک نفس عمیق کشیدم و پاسخ دادم ” گلوله“

درحالیکه آنها می خندیدند گفتم: من انتخاب کردم که زنده بمانم. لطفا مرا مثل یک آدم زنده عمل کنید نه مثل مرده ها.

به لطف مهارت دکترها و البته به خاطر طرز فکر حیرت انگیزش، جری زنده ماند . من از او آموختم که هر روز شما این انتخاب را دارید که از زندگی خود لذت ببرید و یا از آن متنفر باشید. طرز فکر تنها چیزی است که واقعا مال شماست و هیچکس نمی تواند آنرا کنترل کرده و یا از شما بگیرد. بنابراین، اگر بتوانید از آن محافظت کنید، سایر امور زندگی ساده تر می شوند.

پایان

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 22:0  توسط Myroj  | 

عقاب وقتي مي خواهد به ارتفاع بالاتري صعود كند در لبه يك صخره به انتظار يك اتفاق مي نشيند! مي دانيد آن اتفاق چيست؟ گردبادي كه از روبه رو بيايد! عقاب به محض اينكه آمدن گردباد را حس كرد بال هاي خود را مي گشايد و اجازه مي دهد تا باد او را با خود به سوي آسمان بلند مي كند و عمود بر طوفان مي ايستد و مانند گلوله توپي به سمت بالا پرتاب مي شود. او آنقدر با كمك باد مخالف اوج مي گيرد تا به ارتفاع مورد نظر برسد و آن گاه با چرخش خود به سوي قله مورد نظر در بالاترين نقطه كوهستان ماوا مي گزيند.
خوب به شيوه عقاب براي بالارفتن دقت كنيد. او منتظر حادثه مي ماند. حادثه اي كه به زعم مرغ هاي زميني يك مصيبت و بلاست. او منتظر طوفان مي نشيند تا از انرژي پنهان در گردباد به نفع خود استفاده كند. وقتي طوفان از راه مي رسد عقاب به جاي زانوي غم بغل گرفتن و در كنج سنگ ها پناه گرفتن، جشن مي گيرد و خود را به بالاترين نقطه وزش باد مي رساند و از آنجا سنگين ترين ضربات گرد باد را به نفع خود به كار مي گيرد. عقاب از نيروي مهاجم به نفع خويش استفاده مي كند او نه تنها از نيروي مخالف نمي هراسد بلكه منتظر آن مي نشيند چرا كه مي داند اين انرژي پنهان در نيروي مخالف است كه مي تواند او را به فضاي بالاتر پرتاب كند. انرژي اوج، به رايگان به كسي داده نمي شود. اساسا در قانون بقاي طبيعت تقلاي بقاي نيروهاي منفي ايجاب مي كند كه تعداد نيروهاي مخالف در زندگي هميشه بييشتر از جريان هاي موافق باشد. در واقع رسم روزگار اين است كه هميشه تعداد كساني كه مخالف شما هستند، بيشتر از موافقين شما باشند. پس اگر قرار است نيروي كمكي براي صعود شما حاصل گردد، قاعدتا بايد اين نيرو از سوي مخالفين شما تامين شود. بنابراين وقتي اتفاقي خلاف ميل شما رخ مي دهد به جاي عقب نشيني و سرخوردگي و واگذار كردن ميدان بلافاصله عقاب گونه جشن بگيريد و اين رخداد ناخوشايند را به فال نيك گرفته و سعي كنيد تا در لابه لاي اين حادثه به ظاهر نامطلوب خواسته و طلب مورد نظر خود را پيدا كنيد و با استفاده از نيروي مخالف خود را به خواسته خويش نزديك سازيد.
نيرويي كه قرار است باعث صعود شما شود، توسط همان كساني فراهم مي شود كه مخالف جدي شما هستند و قصد نابودي شما را دارند. اين شما هستيد كه بايد منتظر فرصت باشيد و با تامل و آمادگي و صبر و تدبير، به موقع از نيروي مخالف براي بالا رفتن و اوج گرفتن استفاده كنيد. پس هرگز از وجود سختي و زحمت و نيروي مخالف در زندگي و كار و تحصيل خود گله مند نباشيد. اينها مخازن انرژي پرواز شما هستند و اگر نباشند شايد هرگز صعودي در زندگي شما حاصل نگردد. به جاي دست روي دست گذاشتن و از ناشناختني بزرگ به خاطر وجود مشكلات و مخالفت ها گله كردن، كمي چشم دل خود را باز كنيد و به حكمت پنهان در مصيبت ها و سختي هاي زندگي بيانديشيد.
بنابراين بگذاريد كه خالق هستي با هيچ موجود ي حتي بدترين مخلوقات عالم هستي هم دشمني ندارد و اگر اتفاقي رخ مي دهد كه به ظاهر
آزار دهنده و ناخوشايند است شك نكنيد كه ناشناختني بزرگ در هرچه رقم مي زند خير و بركت و سعادت پنهان كرده است. اين ما هستيم كه بايد شجاعت رويارويي با جريان هاي مخالف را داشته باشيم و در وقت صحيح بال هاي خود را بگشاييم و چرخش صعود خود را به سمت بالا تجربه كنيم.




My Roj
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 0:22  توسط Myroj  | 



قبل از ورود به اين بحث پرجنجال لازم به توضيح است كه در مباحث كلي اين مقاله، ما بعضا بر اساس حقايقي پيش رفته ايم كه مدارك و شواهد موجود محدود و ناقص مي باشند.
ضمنا اجازه بدهيد اين نكته را هم اضافه كنم كه شما بايد به ياد داشته باشيد برابري زن و مرد به اين معني نيست كه آن ها يكسان هستند.
با قدرت گرفتن زنان در محيط كار اختلافات ميان زنان و مردان در بين كاركنان جوان و حتا مسن نيز بالا مي گيرد و ما متأسفانه بايد شاهد اين اختلافات در قسمت هاي مختلف سازمان باشيم.

ازدفاتر تجاري گرفته تا كارخانه جات و ميادين جنگ، امروزه كه زنان در جلسات هيأت مديره سازمان هاي بزرگ نيز اظهار وجود مي نمايند و يا اين كه توانسته اند شركت ها و سازمان هاي خود را تأسيس نمايند و به عنوان مثال نرخ زنان صاحب شركت تا ميزان 103 درصد افزايش يافته است در ده سال گذشته، اين تفاوت ها و اختلافات در بين گروه هاي مديريتي سازمان هاي بزرگ نيز پديدار شده است تحقيقات نشان مي دهد كه روش ها و متدهاي زنانه و مردانه در راهبري مي تواند مؤثر باشد يعني هر دو روش داراي تأثيركذاري خاص خود مي باشد، اما وقتي ما آن ها را در كنار هم به مقايسه مي گذاريم متوجه مي شويم كه روش زنانه راهبري سازمان ها داراي امتيازات بيشتري است.


ديدگاه زيست شناسي

تفاوت ميان دو جنس زن و مرد ريشه در دو عامل تغذيه و طبيعت دارد و فقط نمي توانيم بگوييم كه جامعه است كه مردان و زنان را شكل مي دهد بلكه عوامل زيست شناختي نيز در اين ميان داراي اهميت گسترده اي مي باشند. محققين تفاوت هاي فيزيولوژيكي متعددي را كشف نموده اند. در سيستم عصبي خانم ها و آقايان، به طور مثال مغز آقايان حدود ده درصد بزرگ تر از مغز خانم هاست اما زنان داراي سلول هاي عصبي فعال بيشتري در بخش هاي خاص مغز مي باشند. زنان معمولا داراي بخش كورپوس كولوسوم (corpus collusum) بزرگ تري هستند. (كورپوس كولوسوم به گروهي از سلول هاي عصبي گفته مي شود كه ارتباط ميان دو نيم كره مغز را يعني نيم كره چپ و راست شكل مي دهد )، اين باعث مي شود كه زنان در انتقال اطلاعات از يك نيم كره به نيم كره ديگر سريع تر باشند. يعني مي توانند از نيم كره چپ مغز كه بيشتر فعاليت هاي محاسباتي و حركتي را انجام مي دهند به همان اندازه استفاده نمايند كه از بخش احساسي و بصري نيم كره راست استفاده مي كنند اما آقايان معمولا تنها قادر به استفاده از نيم كره چپ مغز خود مي باشند.
با رشد دختران و پسران، ما شاهد شكل گيري شخصيت ايشان از طريق قواعد و قوانين اجتماعي و محيط اطراف مي باشيم ولي اين نوع جنس (زن يا مرد بودن) انسان مي باشد كه رفتار و حساسيت وي را شكل مي دهد. كلام ما از آن جا آغاز مي شود كه ما در صدد مقايسه دو ديدگاه مديريتي زنان و مردان برمي آييم. ديدگاه مديريتي مردان يا همان ديدگاه فرمان و كنترل و ديدگاه زنان يا همان ديدگاه مديريت مشاركتي و توافقي.
دبرا بورل مدير آموزشي مؤسسه مريخ – ونوس در نيويورك مي گويد: مديران زن معمولا اشتياق بيشتري به ساختن دارند تا به بردن. زنان معمولا مايل به دست يابي و حصول توافق هستند و مايلند تا عقايد و نظريات ديگران را نيز بشنوند و بالعكس آقايان فكر مي كنند اگر از ديگران راهنمايي بخواهند آن ها به عنوان يك رهبر ضعيف كه از داشتن پاسخ هاي مناسب بي بهره است شناخته مي شوند.



توانايي هاي ديگر رهبري زنان

1- زنان در قدرت بخشيدن و تشويق كردن كاركنان و تيم ها بهتر از آقايان عمل مي كنند.
2- رفتار زنان به نوعي است كه صداقت بيشتري را در كار حكم فرما نموده و درعين حال بيشتر از مردان در ارتباط با كاركنان مي باشند.
3- رهبران زن در واكنش نشان دادن به درخواست هاي كمك بهتر و سريع تر عمل مي نمايند.
4- زنان معمولا داراي تحمل بيشتري از اين ديدگاه مي باشند كه جامعه تشكيل شده از افراد متفاوت است و زنان قدرت بيشتري از مردان در پذيرش اين تفاوت ها دارند.
5- زنان در تشخيص مشكلات بسيار سريع تر و صحيح تر از آقايان عمل مي نمايند.
6- زنان در مشخص كردن انتظارات شغلي و تهيه بازخوردهاي باارزش و تشويق كننده بسيار بهتر از آقايان مي باشند.
7- مردان در مقايسه با زنان معمولا تصميم گيرندگاني سريع مي باشند. مديران مرد معمولا در ساختن ارتباطات گذرا و تشكيل تيم هاي موقت در جهت نيل به اهداف كوتاه مدت موفق مي باشند.



زنان در ارتباط با مهارت هاي بيشتري عمل مي كنند

خيلي عجيب است نه؟ پس زنان به عنوان مثال در ارتباطات خود با افراد ديگر داراي مهارت بيشتري مي باشند. شما احتمالا فكر مي كنيد كه اين ها جزء مهارت هاي كم اهميت بوده و جزء عوامل اصلي رشد يك تجارت نمي باشد و يا ممكن است بگوييد چگونه اين خصايص زنانه باعث مي شوند كه مديريت به شيوه بهتري انجام شود؟ در تجارت خانه هاي مقتصد امروزي كه نهايت تمركز بر افزايش بهره وري مي باشد و كاركنان داراي شغل هاي مختلفي بوده و داراي صداقت لازم در كار مي باشند و تكنولوژي باعث گرديده كه حتا شركت هاي كوچك در تلاش براي بازارهاي جهاني باشند. اين قدرت كه احساسي را در كاركنان به وجود آوريد كه خود را مسئول، باارزش، و جدا از جمع احساس كنند، باعث يك برتري ويژه اي در سازمان شما مي شود، و به قول جفري كريستين در اين مقوله بعضي شركت ها موفق مي شوند و برخي خير و اين مسأله ناشي از نوع عمل كرد نيست بلكه ناشي از استعداد است و آن كس كه بهترين تيم را دارد برنده نهايي خواهد بود.
برخلاف آن چيز كه باعث مي شود برخي فكر كنند پول و سرمايه عامل اصلي مي باشد، در موفقيت شركت ها بايد بگوييم كه وجود افراد با استعداد و نگهداري آنان در شغل مربوطه، بسيار مهم تر مي باشد و نگهداري افراد بااستعداد وابسته به نوع ارتباطي است كه مديران با آن برقرار مي كنند.
و اين چيزي است كه به قول كريستين، زنان قادر به انجامش به خوبي مي باشند.
به طور كلي زنان در انتخاب افراد آماده تر ظاهر مي شوند و قدرداني ايشان نسبت به كار باارزش افراد بيشتر و بهتر است و به قول تري لبين زنان سؤال مي كنند و مردان هميشه عادت به پاسخ گويي دارند و اين تفاوت عمده زنان و مردان در هدايت و راهبري تيم ها مي باشد. با توجه به اين كه زنان در شناساندن اهداف شركت به كاركنان و قدرداني از زحمات ايشان قوي تر مي باشند نتيجه مي گيريم كه زنان معمولا مي توانند بهتر از مردان باعث شوند كه كاركنان احساس ارزش و قدرداني نمايند و اين يكي از راه هاي بسيار باارزش ارضاي كاركنان با كم ترين هزينه مي باشد و باعث مي شود كه كاركنان با ثبات و صداقت بيشتري در كنار شركت به انجام وظيفه بپردازند.
علاوه بر موارد مطرح شده درباره مهارت هاي زنان در رهبري، تحقيقات اخير نشان مي دهد كه زنان در مهارت هاي خاص مردان نيز داراي قدرت بيشتري مي باشند و اين شايد به اين علت باشد كه تجربه چند سال اخير مديران زن باعث كسب چنين مهارت هايي نيز در ايشان شده باشد.
يك تحقيق تأثيرگذار در سال 1996 توسط مايكل پراوت و جنت اروين نشان مي دهد كه برخلاف تحقيقات گذشته مبني بر مهارت زنان در ارتباطات كامل نبوده و بايد مهارت هاي محاسباتي ايشان را نيز به آن اضافه كرد. اين تحقيقات هم چنين نشان مي دهد كه زنان داراي عمل كرد بهتري در دو نيم كره چپ و راست مغز مي باشند. زنان در رفتارهاي فردي استاندارد نوع بشر در سنين بين 28 تا 31 داراي ارزيابي ممتازتري مي باشند و تنها فاكتوري كه باعث بروز برخي ضعف ها در زنان مي باشد بعد خود – مديريتي است. به طور مثال بدترين نوع رفتار مشاهده شده در زنان در تسلط ايشان بر خستگي هاي جسمي و روحي مي باشد.



هنوز كارهاي ناتمام زيادي مانده است

ظاهرا هنوز تعداد زنان مدير در 500 شركت برتر جهان بسيار پايين مي باشد. به طوري كه از هر سه مدير برتر تنها يك مدير زن مي باشد و به عقيده من اين مشكل از آن جا ناشي مي شود كه زنان داراي مجال كم تري براي عرضه مهارت هاي مديريتي خود بوده اند و هم اكنون با توجه به موفقيت هاي چشم گير نيم قرن گذشته ايشان، بدون شك اين برتري در حال كامل شدن مي باشد و در نيم قرن آينده احتمال اين كه از هر سه مدير موفق زن، تنها نسبت يك مدير موفق مرد وجود داشته باشد بسيار بالاست.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 1:46  توسط Myroj  | 

پنج شخصيت سرشناس بدون تحصيلات دانشگاهي

ارنست همينگوي ( نويسنده آمريکايي)
آبراهام لينکلن ( رئيس جمهور سابق ايالات متحده )
راکفلر ( ميلياردر آمريکايي )
ويرجينيا ولف ( نويسنده بريتانيايي )
برنارد شاو ( نويسنده و نمايش نامه نويس بريتانيايي)




پنج هنرمند مشهوري که از فقر مطلق شروع کردند

وان گوگ ( نقاش معروف هلندي )
جک لندن ( نويسنده مشهور آمريکايي )
مولير ( نمايش نامه نويس فرانسوي )
داستايفسکي ( نويسنده روسي )
ماکسيم گورکي ( نويسنده روسي )



پنج انسان سرشناسي که در ايام پيري مهمترين کار را انجام دادند

تولستوي در 82 سالگي کتاب (( من نمي توانم ساکت باشم )) را نوشت .
جرج برناردشاو در 93 سالگي نمايشنامه (( قصه هاي خارق العاده پند آموز )) را نوشت .
پيکاسو در 90 سالگي بهترين نقاشي ها را مي کرد .
چرچيل در 82 سالگي کتاب (( تاريخ کشورهاي انگليسي زبان )) را نوشت .
سامرست موام در 84 سالگي کتاب (( ديدگاهها )) را نوشت
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 1:31  توسط Myroj  | 

فناوري اطلاعات و ارتباطات،موج سوم تغيير بنيادي در جهان

 

 

فاصله ديجيتالي، نمادي از بي‌عدالتي در جهان را به رخ خواهد كشيد وزمينه جنگهاي ناخواسته‌اي را ممكن است تحميل نمايد. براي تشخيص فاصله ديجيتالي، ذكر فقط اين نكته كافي است كه در حال حاضر، حجم اطلاعاتي كه بين اروپا و آمريكا جابجا مي‌شود ، حدوداً 162 گيگا بيت در ثانيه و مجموعه اطلاعات جابجا شده بين خاورميانه و آمريكا 7% گيگا بيت در ثانيه است. هيمن مثال به تنهايي، فاصله ديجيتالي بين اروپا و خاورميانه را از نظر دسترسي به اطلاعات 231 برابر نشان مي‌دهد. به عنوان مثالي ديگر، تعداد كاربران اينترنت در كشورها 7/1 ميليون نفر و در كشور كره جنوبي 27 ميليون نفر است.

تغييرات اساسي در طول تاريخ بشر كه تحت عنوان “موج ” از آنها ياد مي‌شود را مي‌توان به 4 دوره يا موج تقسيم بندي نمود.

موج اول: عصر كشاورزي

اولين اختراع بشر آتش بوده است كه تقريباً چهار ميليون سال قبل از ميلاد حضرت مسيح شناخته شد. 2500 سال بعد بشر موفق به اختراع دوم خود كه ابزار بود شده است. فاصله بين دو اختراع نشان از بدوي بودن بشر اوليه دارد بعدها اختراعات جديدتري به تناوب رشد و تمدن بشر بوجود آمد تا اينكه زمينه تغيير اساسي يعني موج اول فراهم شد و جامعه كشاورزي شكل گرفت. جمعيت جهان در سالهاي قبل از ميلاد حضرت مسيح بسيار كم بود و حتي هزار سال بعد از ميلاد آن حضرت به 300 ميليون نفر رسيد اولين تغيير در جامعه انساني كه به موج اول يا جامعه كشاورزي و يا عصر كشاورزي لقب يافته است، قبل از ميلاد حضرت مسيح شروع شده و عمري 29500 ساله اي داشته است. هدف از ايجاد اين موج حل مشكلات معيشتي و غذايي بشر آن زمان بوده است.

 

 

موج دوم عصر صنعت:

اما بعد از ايجاد موج اول و گذشت تقريباً سه هزاره از آن، موج بعدي كه انقلاب صنعتي بود آغاز شد. هدف از موج دوم يعني عصر صنعت يا انقلاب صنعتي توليد مواد و ابزار كار بوده است. در موج اول كه نيروي كار متكي بر بازوان افراد بود، بشر از پس مشكلات بزرگ برنمي‌آمد و نياز جديدي در جامعه بوجود آمد كه تغييرات اساسي را مي‌طلبيد عمر موج دوم هم كه دوران موفقي را سپري كرده است به 500 سال مي‌رسد و دوران آن از نظر تئوري سپري شده است. با اين وجود متاسفانه بسياري از كشورهاي جهان كه نتوانسته‌اند توسعه موفقي را در طول انقلاب صنعتي بگذرانند هنوز در اين عصر صنعتي بسر مي‌برند و درگير رفع مشكلات خود از طريق توسعه و بكارگيري صنعت هستند. در موج دوم بشر، موفقيتهاي شگرفي بدست آورد و اختراعات مهمي در اين عصر در خدمت بشر قرار گرفت و باعث شد تا وضعيت آموزش‌، بهداشت، اقتصاد و فرهنگ جوامع نسبت به جامعه كشاورزي شكل بهتري بگيرد و توسعه كمي و كيفي خوبي داشته باشد. يكي از تاثيرات مهم اين موج افزايش جمعيت جهان همراه با رفاه بيشتر و جلوگيري از مرگ و مير زياد مردم بوده است كه سابقاً در اثر وبا، بيماريهاي فراگير، بلاهاي آسماني و امثال آن جان خود را از دست مي‌دادند. اختراعات درصدسال پاياني موج دوم و بخصوص از سال 1900 ميلادي به بعد باعث تغييرات وسيعي در مشاغل كشاورزي كه تا آن زمان تقريباً 90% كل مشاغل را شامل مي‌شد را چنان تغيير داد كه بعضي از كشورها مانند ايران اين تعداد مشاغل كشاورزي به 17% و در كشورهاي توسعه يافته به 4 تا 7% رسيده است.

 

در هر صورت اختراعات مهمي مانند ماشين بخار،‌راه آهن، هواپيما، تلفن، برق، راديو، تلويزيون، پلاستيك، ترانزيستور و دهها اختراع ديگر به همراه ايجاد سازمانها و تشكيلات مدني و موسسات آموزشي بستري فراهم نمود تا انسان بتواند به اهداف موج دوم كه تهيه ابزار كارر بود دست پيدا كند و مشكلات موج اول را برطرف نمايد. در موج دوم نيازهاي جديدي ديده شد كه ديگر امكان حل آن با ديدگاه قبلي امكانپذير نبود.

 

موج سوم؛ عصر اطلاعات:

بعد از اختراع رايانه و سرعت توسعه مخابرات و ارتباطات بشر نياز به تغيير جديدي را درك نمود و آن چيزي جز دسترسي به اطلاعات و دانش نبود. هدف از موج سوم، دسترسي به اطلاعات و دانش با استفاده از ابزار فناوري اطلاعات مانند رايانه، شبكه‌هاي متنوع محلي و جهاني و اينترنت به همراه توسعه نرم‌افزارها و سخت‌افزارهاي مورد نياز عصر اطلاعات بوده است. عمر موج سوم كه آنرا عصر دانش و بعضاً جامعه اطلاعاتي نيز مي‌گويند، نزديك به 50 سال مي‌باشد.

 

همانطور كه ملاحظه مي‌شود، نياز به تغييرات از مقطعي به مقطع بعدي و از موجي به موج بعدي با هدف بوده است و طول عمر ماندگاري آن بستگي به سرعت رسيدن به اهداف آن موج داشته است. به عنوان مثال موج سوم براي آن بوجود آمد كه با توسعه صنعت در موج دوم، نياز بود اطلاعات بيشتري از نقطه‌اي به نقطه‌ ديگر منتقل شود و بشر نياز بيشتري به دانش داشت و لذا توليد، توزيع و استفاده از اطلاعات محور اين تغيير قرار گرفته و اينترنت و رايانه براي اين خدمت بكار گرفته شدند كه توسعه آنها همچنان به جلو مي‌رود. با توجه به اهميت و سرعت زياد توسعه موج سوم، بعضي از دانشمندان فكر مي‌كردند كه اين تغيير اساسي براي ساليانه درازي دوام خواهد داشت. اما رشد فوق‌العاده فناوري و حضور فناوريهاي جديدي مانند اينفوتكنولوژي (فناوري اطلاعات)، نانوتكنولوژي، بيوتكنولوژي، و توانايي بشر در تسلط مطلق براتم باعث شد تا اين مرحله با شتاب بيشتري به جلو برود و انتظار جديدي در حال شكل‌گيري شود. البته براي گذر از موج سوم و رسيدن به موج چهارم مشكلات زيادي وجود دارد كه يكي ديگر از آنها پديده جديد فاصله ديجيتالي بين كشورهاي مي‌باشد. اين مشكل در جاي خود مهم مي‌باشد و درصورت عدم توجه به آن مشكلات بزرگي را براي جهان بوجود خواهد آورد و احتمالاً از شتاب فوق‌العاده توسعه فناوري اطلاعات خواهد كاست. ورشكستگي شركتهاي عظيم رايانه‌اي مخابراتي مانند دات كام (.COM) يكي از اين نشانه‌ها مي‌باشد.

 

موج سوم با آمدن رايانه مطرح شد وبخصوص وقتي رايانه‌هاي شخصي توانستند درخدمت مردم قرار گيرند، فضاي توليد وانتشار اطلاعات وتوليددانش توسعه يافت و شكل جديدي به خود گرفت. بكارگيري رايانه وهمراهي آن بااينترنت ، تغييرات مهمي درجهان بوجودآورد. كامپيوتردرسال 1948 ميلادي‌ اختراع شد و اينترنت در سال 1968 مطرح و در سال 1970 ارتباط 5 نقطه را برقرار كرد. در سال 1974 پروتكل (TCP) معرفي شد و در سال 1984 هزار پايگاه در روي آن ايجاد گرديد. در سال 1989 نر‌م‌افزار وب بوجود آمد و 4 سال بعد نرم‌افزار (Mosaic) پا به عرصه تحولات نوين گذاشت. در سال 1995، بحث تجارت الكترونيكي مطرح شد و بعد از آن شاهد سرعت رشد فوق‌العاده اين صنعت هستيم. رشد اينترنت بيشتر از تخيل بشر بوده است. زيرا به عنوان مثال در حالي كه در سال 1977 فقط 111 پايگاه در اينترنت وجود داشت در سال 1987 اين تعداد به 10 هزار پايگاه رسيد. اين افزايش بصورت نمايي ادامه پيدا كرد بطوريكه در سپتامبر سال 2002 ميلادي اين تعداد به بيش از 200 ميليون پايگاه رسيده است.

 

تعداد كاربران اينترنت نيز به شدت در حال افزايش مي‌باشد، بطوريكه از سپتامبر 2001 كه تعداد كاربران 407 ميليون بوده تا سپتامبر 2002 اين رقم به 840 ميليون نفر در 218 كشور رسيده است. پيش‌بيني مي‌شود تا سال 2005، اين رقم به حدود 2 ميليارد نفر برسد و تا سال 2020 بيش از 80% افراد روي كره زمين، دسترسي به اينترنت داشته باشند. با بررسي آمارهاي فوق نتيجه مي‌شود كه سرعت گذر موج سوم بسيار زياد است و تاخير در همراه شدن با اين پديده عواقب خطرناكي خواهد داشت. لذا اگر مردم كشورما قادر به تهيه رايانه نيستند و يا امكان دسترسي برايشان فراهم نيست، اين مشكل مشكلي ملي مي‌باشد كه بايد مسئولين به فكر چاره كار باشند. بقيه كشورهاي جهان منتظر ما نخواهند ماند و به جلو مي‌روند. و هر روز فاصله ديجيتالي ما با كشورهاي پيشرو بيشتر مي‌شود. بنابراين بايد هرچه زودتر با اطلاع رساني مناسب، براي جبران عقب ماندگي موجود، در اين زمينه گامهاي بلندي برداشت.

 

فاصله ديجيتالي، نمادي از بي‌عدالتي در جهان را به رخ خواهد كشيد وزمينه جنگهاي ناخواسته‌اي را ممكن است تحميل نمايد. براي تشخيص فاصله ديجيتالي، ذكر فقط اين نكته كافي است كه در حال حاضر، حجم اطلاعاتي كه بين اروپا و آمريكا جابجا مي‌شود ، حدوداً 162 گيگا بيت در ثانيه و مجموعه اطلاعات جابجا شده بين خاورميانه و آمريكا 7% گيگا بيت در ثانيه است. هيمن مثال به تنهايي، فاصله ديجيتالي بين اروپا و خاورميانه را از نظر دسترسي به اطلاعات 231 برابر نشان مي‌دهد. به عنوان مثالي ديگر، تعداد كاربران اينترنت در كشورها 7/1 ميليون نفر و در كشور كره جنوبي 27 ميليون نفر است. با احتساب جمعيت و درنظر گرفتن ضريب نفوذ اينترنت در كره جنوبي كه نزديك به 42 درصد و در كشور ما 5/2 درصد است، حداقل فاصله ديجيتالي ما با آنها حدود 30 برابر مي‌باشد. در چنين شرايطي، قطعاً مشخص مي‌شود كه براي رسيدن به جامعه مجازي ايده‌ال هنوز راه طولاني در پيش داريم، و معلوم مي‌شود كه تغيير اساسي، بدون توجه به تاخير بخشي از جهان بوجود خواهد آمد و تا دو دهه ديگر براي قسمتهايي از جهان توسعه يافته، عصر مجازي يا جامعه مجازي قابل لمس خواهد بود. مشكلات سرراه رسيدن به تغييرات اساسي، عموماً انساني هستند و اگر بدون توجه به ظرفيت تغيير در انسان اين فناوريها به جلو برود، ممكن است خسارات ناشناخته‌اي داشته باشد و بشريت را تهديد كند و لذا با دقت و آگاهي از فضاي موجود گام به جلو گذاشت.

 

 

 

 

موج چهارم؛ عصر مجازي:

پيش‌بيني مي‌شود كه تا 20 سال آينده بشر در “عصر مجازي” يا در چهارمين مقطع اساسي تحول تاريخ خود كه موج چهارم نيز ناميده مي‌شود، قرار خواهد گرفت. موج چهارم در حقيقت فرم توسعه يافته عصر اطلاعات و دانش است كه ديگر مشكل عمده بشر در زمينه تامين معاش، تهيه ابزار و دسترسي به دانش و اطلاعات حل شده است و نياز به تغيير و تحول بزرگتري در جامعه بوجود آمده است. با شروع موج چهارم، بشر جامعه جديد و عصر نويني را آغاز خواهد كرد كه اكثر امور در آن جامعه بصورت مجازي خواهند بود،‌ اين عصر جديد بنام عصر مجازي شناخته خواهدشد.

 

در عصر مجازي بيشتر امور بشر بصورت غير فيزيكي قابل انجام است، مثلاً براي خريد از فروشگاهي دوردست و حتي در كشوري ديگر نياز به حضور فيزيكي خريدار و فروشنده در يك مكان ثابت نيست، براي آموختن دانش، نياز به رفتن مدارس سنتي و يا دانشگاهايي مانند دانشگاه‌هاي فعلي نخواهد بود، يك استاد در آن واحد مي‌تواند در منزل دانشجو در دهها كشور و مكان ديگر آموزش مجازي دهد اين حضور بقدري طبيعي خواهد بود كه دانشجو حضور استاد را در منزلش درك مي‌كند و احساس تخيلي حقيقي در دانشجو بوجود مي‌آيد. پول فيزيكي وجود نخواهد داشت،‌ دوربينهاي مخصوصي كه به سيستم فتومتريك مجهز هستند،‌ از روي قرنيه چشم افراد را شناسائي مي‌كنند و لذا نياز به داشتن كارت شناسائي و كارت اعتباري نيز نخواهد بود و بصورت خودكار بسياري از مسائل روزمره امروزين بشر انجام مي‌شود. بازرگاني مجازي رونق زيادي خواهد يافت و امكان عرضه كالا در هر زمان و در هر كجا،‌ در اولين فرصت ممكن امكانپذير خواهد شد. توليد انبوه محدود مي‌شود و توليد كالاهاي غيرفيزيكي افزايش چشم‌گيري خواهند يافت.

 

از جمله كالاهاي غير فيزيكي فروش اطلاعات،‌ موسيقي و فيلم هستند كه هم اكنون بخش بزرگي از درآمد دولت آمريكا از همين كالاهاي غير فيزيكي مي‌باشد. در عصر مجازي، تمام اموري كه اين روزها با پيشوند (e) مطرح مي‌شوند داراي پيشوند مجازي (Cyber) خواهند شد. مثلاً‌بانكداري مجازي جايگزين بانكداري الكترونيكي، پول مجازي جايگزين پول الكترونيكي، بازرگاني مجازي جايگزين بازرگاني الكترونيكي،‌ آموزش مجازي جايگزين آموزش الكترونيكي و نهايتاً دولت مجازي جايگزين دولت الكترونيكي كه در موج سوم مطرح شده‌اند، خواهد شد. هزاران شغل جديد مجازي جايگزين شغلهاي سنتي و الكترونيكي امروزه خواهند شد و تعداد مشاغل مورد نياز بيشتر از جمعيت روي كره زمين خواهد شد. نتيجه ابتدايي اين تحول آن است كه فردگرائي و ديكتاتوري از جوامع حذف و كار گروهي و تفكر جمعي كه از طريق رسانه‌اي مانند وب [1] سازماندهي خواهدشد، جايگزين مي‌شود. دانش محوري، اساس اداره جوامع مجازي خواهد شد. و آموزش در طول عمر به عنوان اولين نياز اوليه بشر مطرح خواهد شد و تقريباً تمام امور اداره جوامع امروزي تغيير خواهد كرد و جهان جديدي جايگزين جهان فعلي مي‌شود كه در آن امكان انجام عدالت و داشتن رفاه بيشتر براي همه فراهم مي‌باشد.

 

در عصر مجازي، تغييرات اساسي در رفتار بشر بوجو خواهد آمد و بعضي از صفتهاي بد مانند دروغگويي، كلاه برداري،‌قتل و غارت و تجاوز به حقوق ديگران و امثال آن به دليل علني بودن همه امور بشر قابل رويت و پيگيري خواهد بود. مردم در جهان مجازي، فرصت شناخت بهتري از جهان و فلسفه وجودي انسان خواهند داشت و به نحو بهتري تربيت خواهند شد و چون از نظر تئوري در عصر مجازي مشكلات معيشتي و تهيه ابزار كار و دانش و اطلاعات وجود ندارد، توجه به مسائل معنوي و مذهب افزايش خواهد يافت.

 

يكي از مشكلات موجود براي رسيدن به عصر مجازي، مشكل رواني بشر است كه در مقابل تغيير، عموماً واكنش منفي نشان مي‌دهد. اين واكنش، همين حالا هم مشكلاتي را در جهان بوجود آورده است و مربوط به يك كشور خاص هم نيست. مثلاً در كشور امريكا، فناوري بسيار جلوتر از سواد عمومي جامعه به جلو مي‌رود، يعني مردم آمريكا با وجودي كه ابزارهاي مناسبي در اختيار دارند، از آنها استفاده مناسب نمي‌كنند. در حقيقت سيستم آمريكا عقب‌تر از تحولات تكنولوژيكي حركت مي‌كند. لذا، ‌آنها برنامه آموزشهاي عمومي در معرفي حتي تكنولوژيهاي موجود را هم ندارند. براي همين در حالي كه 70 درصد مردم آمريكا امكان دسترسي به شبكه‌هاي با پهناي باند زياد را هم اكنون دارند و تا پايان سال 2002 اين امكانات براي 90 درصد آنها فراهم است فقط 9 درصد مردم آن هم با ضريب پايين‌تر از اين شبكه استفاده مي‌كنند.

 

لذا، مشخص مي‌شود كه آموزش و ايجاد فرهنگ يكي از مسائل مهم در توسعه فناوري اطلاعات مي‌باشد كه بايد مشكلات مرتبط با آن شناخته و حل شود. مشكل بعدي حتي در كشورهاي توسعه يافته، مربوط به افراد سالخورده و مسوولين سابقه‌دار كه تجربيات سنتي را با خود دارند و تسليم فناوري‌هاي نوين نمي‌شوند و در مقابل تغيير مي‌ايستند و مراحل توسعه را با تاخير مواجه مي‌سازند، مي‌باشد. در جوامع سنتي و عقب افتاده، اين وضع به مراتب بدتر است و عدم اطلاع حاكمان دولتها از مزاياي اين پديده‌ها سبب تاخير در توسعه دانش و رشد اقتصادي در آن جوامع مي‌شود. از اينگونه اشكالات و مسايل، در طول تاريخ بشر فراوان ديده شده و اين مشكلات ادامه هم خواهد داشت. وظيفه دانشمندان و محققين است كه اينگونه مسايل را در جامعه مطرح و در حد توان از مسئولين بخواهند تا استفاده از آنها را در جامعه عملي سازند.

 

براي كشوري مانند ايران كه هنوز در وسطهاي موج دوم قرار دارد و موج سوم را هم جذب و درك نكرده است، اطلاع از وضعيت جهان در عصر مجازي بسيار با اهميت مي‌باشد. شايد مسؤلين اداره كشور با اطلاع از اتفاق عصر مجازي به بحراني بودن وضعيت كشورمان در اين زمينه پي‌ببرند و با حركت پرشتاب، توسعه فناوري اطلاعات و انداختن انديشه موج چهارم،‌ برنامه‌اي پرشي براي عبور سريع از موج سوم و رسيدن به موج چهارم را تدارك ديد. در صورت موفقيت در چنين برنامه‌اي، مي‌توان بخشي از عقب ماندگي را جبران و حتي از بسياري از كشورهايي كه هنوز با اين مفاهيم آشنايي ندارند جلو افتاد.

 

برگرفته از  سایت اینده نگر

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 12:39  توسط Myroj  | 

 پاداش هايي كه در زندگي مي گيريد بستگي به اين دارد كه چه كاري مي كنيد ، چقدر خوب آن را انجام مي دهيد  و چقدر مشكل است كه بتوان كسي را جايگزين شما كرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 8:51  توسط Myroj